پاسخ دوم داریوش سجادی به ابراهیم نبوی ؛ خود کرده را تدبير نيست
جمعه، 4 اسفند 1385     ساعت: 02:00
جناب آقای نبوی

اجازه فرمائيد بدون مقدمه به ادامه بحث خودمان بپردازيم.

ـ نخست آنکه برخلاف نظر جنابعالی اينجانب تصور يا تلقی «شاخه به شاخه پريدن» از مطالب مطروحه خود در نامه قبلی ندارم.

ما پذيرفتيم «بحث» دو جانبه باشد. بر حسب همين توافق، اينجانب خود را در مقام پرسش از جنابعالی قرار دادم.

در نامه قبلی با ذکر مقدماتی تنها يک سوال مطرح کردم مبنی بر آنکه:

«چه اتفاقی افتاد که جنابعالی در دوره رياست جمهوری آقايان هاشمی و خاتمی مدعی بی صلاحيتی بدنه کارشناسی کشور در مديريت پروژه انرژی هسته ای نبوده و ناگهان امروز به صرافت عدم کفايت ايران در برخورداری بهداشتی از انرژی اتمی افتاده ايد»

در حاشيه اين سوال نيز نظر خود را قرار داده بودم.

خاستگاه اين سوال نيز بازگشت به مطلبی داشت که خودتان در سايت «دوم دام دات کام» قرار داده و ذيل ايميل ارسالی يک دختر خانم که تصادفاً ايشان نيز قائل به حق برخورداری ايران از سلاح اتمی هستند، متقاضی پاسخگوئی به ايشان شده بوديد.

حال بفرمائيد کجای سوال اينجانب دور شدن از موضوع مراوده اينجانبان است؟

پاسخ دادن يا پاسخ ندادن به اين سوال حق مسلم شماست اما سفسطه در اينجا محلی از اعراب ندارد.

به هر حال پاسخ به آن سوال کماکان برای اينجانب حائز اهميت است.


ـ جنابعالی در نامه دوم با ذکر اين مقدمه که:

«تولید سلاح هسته ای به عنوان بهانه ای برای ایجاد فشار بر حکومت ایران، ما را در وضع خطرناکی قرار داده که هر گونه اصرار و ابرام بر آن، جز رفتن به استقبال جنگ و یا پذیرش فشار جنگ بر شانه های ملت و کشور هیچ فایده ای ندارد. و توافق مسوولان کشور بر موضع عدم تولید سلاح هسته ای نشان از آن دارد که این مقامات قصد رفتن به استقبال هزینه های تولید سلاح اتمی را ندارند.»

با استناد به بخشی از مطالب قبلی اينجانب مبنی بر آنکه:

« برخورداری ايران از سلاح اتمی قطعا پرهزينه است اما ارزش آن را دارد»

نهايتاً اين پرسش را مطرح کرده ايد:

«آیا به نظر شما ما باید هزینه یک جنگ را بپذیریم ... آیا این هزینه ای را، که از ثروت ملی ایران و جان و مال ملت پرداخت خواهد شد، شما خواهید پرداخت؟ ... در موقعيتی که رهبری و مقامات کشور با اعلام موضعی مخالف شما، گفته اند که نمی خواهند هزینه تولید سلاح هسته ای را بپردازند، شما از جیب چه کسی این هزینه را می پردازید؟ ... چرا ما در این شرایط باید هزینه ای چنین سنگین را بپردازیم؟»

جناب آقای نبوی

شما ترسيده ايد. بشدت هم ترسيده ايد و برای تعديل اين ترس بصورت کاملاً طبيعی و قابل انتظار در حال توزيع ترس تان بين ديگران بمنظور کم کردن حجم آن ترس هستيد.

اما توجه به اين نکته داشته باشيد مُقدرات يک کشور را نمی توان از موضع ترس، فهم و درک و تحليل کرد.

اين بدان معنا نيست که اينجانب معتقد به وضعيت مساعد در بحران فعلی برای ايران هستم. کمااينکه در چند مقاله اخير خود نيز به صراحت بر وضعيت بحرانی ايران صحه گذاشته ام. اما نکته محوری آن است که نمی توان امور کشور را در موقعيت بحرانی از موضعی مرعوبانه تمشيّت کرد.

جد بزرگوار جنابعالی (علی ابن ابيطالب) به درستی فرموده اند بهنگام ترس «نه تصميم نه تنبيه و نه تشويق» و اجازه دهيد اينجانب دو مورد «نه نظر و نه تحليل» را نيز به اين سه اضافه کنم.

جناب آقای نبوی

خود کرده را تدبير نيست. اين فرجام اجتناب ناپذير آن ايامی است که جمعی از دوستان با تمام امکانات رسانه ای خود در داخل و خارج، اهتمام خود را صرف ترسيم چهره ای هر اندازه خوفناک تر از هيئت حاکمه ايران نزد دول خارجی کردند بدون توجه به اين نکته که محصول آن سياه نمائی ها در روز واقعه «بصورت پکيجی» تماميت ملت ايران را نشانه خواهد گرفت.

بگذريم که بی تدبيری و ناآشنائی آقای احمدی نژاد با ادبيات دولتمردانه نيز علی رغم توصيه اکيد آيت الله خامنه ای به مسئولين کشور در سال 80 مبنی بر آنکه «ايشان ديگر حق ارتکاب اشتباه را ندارند» کمک شايانی به اين فرآيند کرد.

جناب آقای نبوی

آن روزی که چنان ماراتنی نزد دوستان برقرار بود بايد چنين روزی را نيز گمانه زنی می کردند که در صورت حمله آمريکا به ايران، بمب ها و موشک ها و گلوله های ارتش ايالات متحده قدرت تفکيک احمدی نژاد و دوستان ايشان با ديگر هم وطنان را ندارد و کاملاً عادلانه در ايران توزيع خواهد شد!

طُرفه آنکه مشاهده کردم جناب آقای اکبر گنجی نيز در آخرين سخنرانی خود در دانشگاه تورنتو فرموده اند:

«می بينم يک عده آدم بی مسئوليت در خارج در آمريکا و کانادا و جاهای ديگر می گويند بمب اتمی حق ماست و ما نبايد کوتاه بيآئيم. بله تو که اينجا نشسته ای نبايد هزينه بدهی، هزينه اش را آن ملت بدبختی که در ايران هستند بايد پرداخت کنند. اگر قرار باشد بمب بزنند، سر آن مردم می زنند نه شما. و شما اگر اين حرف را می زنی خوب بيا برو و دم نطنز بشين و دفاع کن و بگو حالا بمب اتمی هم حق ماست و اگر آنجا مقاله نوشتی من می فهمم صداقت داری»

جناب آقای نبوی

لطفاً وکالتاً از جانب بنده به ايشان بفرمائيد: اين فرجامی است که جنابعالی نيز سهم بزرگی در حصول به آن با برگزاری آن واريته اعتصاب غذايتان به عهده داريد و اکنون برای ابراز دل نگرانی جنابعالی بابت حمله محتمل آمريکا به ايران بغايت دير شده.

فراموش کرده ايد آن ايامی را که اينجانب و دوستان اينجانب در تلويزيون هما و ديگر عرصه های رسانه ای، مستقيم و غير مستقيم به در و ديوار می زديم که:

آقايان ـ نکنيد. عريضه نزد اجنبی نبريد. ايشان مرجع صاحب صلاحيت و قابل وثوق و اعتمادی برای درد دل ها و منافع مملکت تان نيستند و بموقع از درد دل شما برای توجيه افکار عمومی مردم خود جهت حمله به ايران بهره خواهند برد، که بُردند.

جناب آقای نبوی، کار بجائی رسيده بود که آقايان مسعود رجوی و عليرضا نوری زاده برای آنکه ثابت کنند کداميک برای نخستين بار اسناد پرونده اتمی ايران را نزد واشنگتن اطلاع رسانی و افشاگری کرده اند، رقابت می کردند!

متاسفانه هيچ کدام از دوستان در آن ايام از جمله «ابراهيم نبوی» که شورمندانه ابولفضل پارتی در VOA برگزار می کرد وقعی به توصيه های آن روز اينجانبان نمی گذاشتند تا کار بجائی رسيد که صدای اعتراض موسوی خوئينی ها نيز بعد از 8 سال بلند شد که:

«اگر حكومت كسی را اذيت كرد آيا دليل می ‌شود بگويد حكومت بوش را بر جمهوری اسلامی ترجيح می ‌دهد؟ گاهی طوری در مورد مظالم اين حكومت صحبت می‌شود كه گوئی روی پهلوی را سفيد كرده. اين كم لطفی است و بلكه بی‌انصافی محض است»

جناب آقای نبوی

اينکه از اينجانب می پرسيد:

آیا هزینه جنگ را که از ثروت ملی ایران و جان و مال ملت پرداخت خواهد شد، شما خواهید پرداخت؟ بايد خدمت تان عرض کنم:

برادر بزرگوار ـ ما در حال حاضر بدون اعلام تمايل به داشتن سلاح اتمی در حال پرداخت هزينه مزبور هستيم.

همه حرف اينجانب هم آن است که حال که ناخواسته هزينه اين تمايل مجعول بر ما تحميل شده، لااقل در سود آن نيز شريک شويم.

اجازه فرمائيد کمی توضيح دهم.

جناب آقای عطاالله مهاجرانی اخيراً طی مقاله ای به نکته جالبی در پرونده اتمی ايران انگشت گذاشتند مبنی بر آنکه:

«هر چند شطرنج بعنوان يکی از زيبا ترين بازی های فکری «هديه» ايرانيان به جهان بود اما ظاهراً ايرانيان خود بازيگران زبده ای در اين عرصه نيستند.»

قطعاً جنابعالی معترف هستيد که از ابتدای باز شدن پرونده اتمی ايران، کليه مسئولين ايرانی مرتبط با اين پرونده صراحتاً و مکرراً اعلام کرده و می کنند که سلاح اتمی در پروژه هسته ای ايران موضوعيت ندارد.

حتی کار به جائی رسيد که از رهبری ايران فتوای حُرمت سلاح اتمی را نيز گرفتند.

اين در حالی است که جميع گزارش های بازرسان آژانس بين المللی انرژی اتمی نيز عاری از شائبه تلاش ايران برای نيل به ساختن سلاح اتمی داشته و دارد.

علی رغم اين می بينيد آمريکا و اروپا مکرراً ايران را به پنهان کاری و تلاش برای ساختن سلاح اتمی متهم کرده و می کنند و جسورانه کار را به حوزه نيت خوانی نيز کشانده و صريحاً می گويند ما از نيت پنهان ايران نگرانيم.

آيا اکنون حداقله حزم سياسی نبايد به دولتمردان ايران تفهيم کند تا با اين «مهره» بازی مناسب تری نيز می توان کرد.

وقتی از نظر ايران، سلاح اتمی فاقد مشروعيت و از اساس طرد می شود. اين يعنی کارت سلاح اتمی برای ايران برخوردار از ارزش صفر است در حالی که همين کارت برای غربی ها برخوردار از ارزش 100 امتيازی است.

قهراً در چنين موقعيتی که غرب علی رغم تکذيب ايران مکرراً تهران را راغب به داشتن سلاح اتمی می کند، چه اشکالی دارد دولتمردان ايران تن به قاعده اين بازی داده و صراحتاً اعلام کند:

بر سر سلاح اتمی نخواسته ای که شما ايران را متهم به خواست پنهان آن می کنيد معامله می کنيم!

چه اشکالی دارد ايران بجای تعليق غنی سازی اورانيوم، صراحتاً به سراغ سلاح اتمی رفته و اين «کارت از اساس سوخته» را بر روی ميز مذاکره قرار داده و با تعهد «عدم ساخت» متقابلاً از غرب امتياز بگيرد.

اين يعنی گرفتن کـّره از آب! و قطعاً چنين معامله ای برخوردار از سود سرشاری برای ايران خواهد بود چرا که امتيازی را به غرب می دهد که از ابتدا ارزشی برای آن قائل نبوده در حالی که غرب بيشترين حساسيت و ارزش را برای آن قائل است.

جناب آقای نبوی

اميدوارم مطلب به اندازه کافی روشن شده باشد و اکنون متوجه منظور بنده در پاسخ قبلی شده باشيد که گفتم برخورداری از سلاح اتمی بايد بعنوان تاکتيک در پرونده اتمی ايران لحاظ شود.

اما از بُعد استراتژيک نيز سلاح اتمی برخوردار از صلاحيت است.

اينکه جنابعالی در بخش ديگری از نامه دوم پرسيده ايد:

«آیا برخورداری از سلاح هسته ای که در آینده نه چندان نزدیک در دست ما خواهد بود، به استقبال از جنگی نزدیک که ممکن است ما را تا حد نابودی کامل کشور پیش ببرد، می ارزد؟» حاکی از آن است که «جناب آقای نبوی» همانطور که در نامه قبلی نيز تصريح داشته ام، اساساً فرصت نکرده مقاله «فوائد و مضار سلاح اتمی» اينجانب را که مبنای اين مراوده نيز قرار گرفته مطالعه کند و اگر هم خوانده از سر دقت نبوده.

ببينيد دوست گرامی

اينکه بنده در آن مقاله و همچنين در پاسخ نخست به جنابعالی متذکر شدم: سلاح اتمی فاقد کاربری نظامی بوده و صرفاً سلاحی بازدارنده است، جناب آقای نبوی اين تعريف «داريوش سجادی» از سلاح اتمی نيست بلکه تعريف رسمی و پذيرفته شده استراتژيست های نظامی از اسلحه اتمی از دوران جنگ سرد تاکنون بوده و هست.

برخورداران از سلاح اتمی از ناحيه «قدرت وحشت» اين سلاح در مقابل خطر خارجی «روئين تن» می شوند و نه «جنگآور». همين ماهيت روئين تنانه است که می تواند اين سلاح را در صورت مديريت موفق در خدمت صلح قرار دهد. همانطور که در مورد هند و پاکستان قرار داد و اين دو کشور بعد از 4 جنگ سنگين و خونين از فردای برخورداری از سلاح اتمی در صلح به سر برده و می برند و اتفاقاً همين امروز (سه شنبه يکم اسفند85) علی رغم انفجار خونين و مشکوک قطار سراسری پاکستان ـ هندوستان که بعنوان نماد صلح و دوستی دو کشور راه اندازی شده، ديديم و ديديد دو کشور صراحتاً اعلام کردند صلح و دوستی ميان خود را با قوت ادامه خواهند داد.

جناب آقای نبوی

در ادامه فرموده ايد:

«معتقدم سیاست خارجی ایران در دوره هاشمی رفسنجانی و خاتمی توانست تنش ایران با جهان را کاهش دهد و چنانچه چنین سیاست ممکن و معقولی در پیش گرفته شود، ما نیازی به داشتن سلاح بازدارنده نداریم ... آیا گمان نمی کنید که بدون سلاح اتمی هم ایران بتواند به قدرتی بزرگ با حفظ فرهنگ ملی و هویت ایرانی و اعتقادات مردم تبدیل شود؟ اگر ممکن نیست، چرا در دوران خاتمی و هاشمی ما چنین تنش هایی نداشتیم؟»

با عرض پوزش بايد خدمتتان معروض دارم: «مغلطه می فرمائيد!»

اگر ديگران فراموش کرده اند بنده و جنابعالی ديگر دوستان اصلاح طلب که فراموش نکرده ايم بمدت تمام 8 سال دوران اصلاح طلبی، آرای 20 ميليونی جناب آقای خاتمی را بر سر محافظه کاران کوبيديم که:

از صدقه سر اين حضور ميليونی بود که آمريکا از صرافت حمله نظامی به ايران در در سال 76 افتاد.

حتی آقای ابطحی خبر داد در يکی از سفرهای خارجی نقشه نظامی و نقاطی از ايران که قرار بوده توسط آمريکائی ها بمباران شود را به چشم خود ديده!

انتساب مدال «محور شرارت» هم که در دوران جناب آقای خاتمی و علی رغم همکاری موثر ايران با آمريکا در نبرد با طالبان نصيب ايران شد.

عرض نکردم شيدائی و نفرت چشم های شما را از واقع بينی دور کرده؟

متاسفانه و برخلاف نظر جنابعالی که فرموده ايد: آمريکا و اسرائيل دشمنان قسم خورده ايران نيستند، واقعيت خلاف اين را نشان می دهد. مجدداً برای اثبات ادعای خود جنابعالی را به مقاله «فوائد و مضار سلاح اتمی» ارجاع می دهم.

جناب آقای نبوی

در انتهای نامه خود با استناد به آن بخش از اظهارات بنده مبنی بر آنکه:

« چندان دلنگران خُسران کشور از ناحيه مواضع اينجانب نباشيد! نه ايران و مُقـّدرات ايران آنقدر کوچک است که با مواضع يک روزنامه نگار در اين سوی دنيا به خطر بيفتد و نه داريوش سجادی به آن اندازه بزرگ است که انتشار مواضع اش بر هم زننده معادلات جهانی بر عليه ايران شود. و تنها يک نظر کارشناسی در کنار ديگر آراء کارشناسی است.»

خطاب به اينجانب پرسيده ايد:

آیا معنی سخن شما این است که نظر شما تاثیری در سرنوشت کشور ندارد و تنها یک نظر کارشناسی است؟

اگر نظر شما تا این حد بی تاثیر است، چرا آن را اعلام می کنید؟

جسارتا می پرسم، آیا شما خودتان را کارشناس سلاح هسته ای می دانید؟

در پاسخ خدمت تان معروض می دارد اينجانب تنها يک کارشناس سياسی هستم. مايلم برای درک و توجيه بهتر جنابعالی از ماهيت و کارويژه «کارشناس» توجه شما را به فتوای آيت الله خمينی مبنی بر ارتداد سلمان رشدی جلب نمايم.

قطعاً بخاطر داريد صدور اين فتوا علی رغم استقبال گسترده مسلمانان، از حيث سياسی تنگناهائی در مسير مناسبات ديپلماتيک ايران با اروپا ايجاد کرد.

بخوبی بيآد دارم در آن مقطع شخص محمد جواد لاريجانی بيشترين فعاليت را در اين خصوص نزد غربی ها می کرد تا به ايشان تفهيم کند فتوای ارتداد سلمان رشدی صرفاً يک نظريه کارشناسانه از جانب يک فقيه اسلامی است و فاقد ضمانت اجراست.

يعنی قرار نيست دولت جمهوری اسلامی برای کشتن سلمان رشدی اقدام به اعزام کماندو کند.

اميدوارم اين مثال بتواند بهره لازم را به جنابعالی برای درک و قرائت از مفهوم «کارشناس» برساند.

جناب آقای نبوی

در پايان مطابق نامه قبلی مايلم پرسش دوم خود را خدمت جنابعالی مطرح کنم هر چند پرسش نخست نيز با ادعای «بلاموضوع بودن»! بی پاسخ ماند.

جنابعالی در فرصت ها و فرازهای مختلفی از نامه خود، هشدار جنگ را داده ايد.

بتناوب دلنگرانی خود از تحميل جنگ به ايران در صورت طرح چنين شعارهائی(برخورداری از سلاح اتمی) را اعلام کرده ايد.

اکنون مايلم به اين سوال پاسخ بفرمائيد که نگرانی شما صرفاً حمله نظامی به ايران به بهانه سلاح اتمی است يا آنکه با هر نوع تهاجم نظامی عليه ايران مخالفيد؟

اميدوارم نفرمائيد اين سوال هم خارج از موضوع است چرا که پاسخ به اين سوال محک مناسبی در حُسن نيت و صلح دوستی ذاتی جنابعالی برای ادامه اين بحث است.

لذا سوال خود را تکرار می کنم:

«نگرانی جناب آقای ابراهيم نبوی صرفاً حمله نظامی به ايران به بهانه سلاح اتمی است يا آنکه با هر نوع تهاجم نظامی عليه ايران مخالف اند؟»

اگر از اساس با هر گونه تهاجم نظامی به ايران مخالفيد به اينجانب و ديگران حق بدهيد تا سلوک حرفه ای شما را در تقابل با چنين ادعائی بدانم مگر آنکه شخصاً رفع ابهام فرمائيد.

جناب آقای نبوی

بنده چگونه بايد صلح دوستی شما را باور کنم وقتی می بينم مسئوليت در سايتی را داريد (روز نت) که از بودجه پارلمان هلند تغذيه شده و کاريکاتوريست آن در کمال بی پروائی و در موقعيتی که ايران شريرانه از جانب ايالات متحده متهم به دخالت و شرارت در امور داخلی عراق و دست داشتن در بمب گذاری ها و ترور ها می شود و مترصد اندک بهانه جهت تهاجم محکمه پسند! به ايران است، اين کاريکاتوريست محترم، در بدترين زمان ممکن چنان طرحی را در «روز نت» منتشر می کند و اپسيلونی هم از جانب جناب آقای نبوی مورد شماتت قرار نمی گيرد؟

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

نيک آهنگ کوثر ـ 11 بهمن 85 ـ سايت روز نت

http://www.roozonline.com/archives/2007/02/001992.php

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

اُميدوارم نفرمائيد در «روز نت» آنقدر فضا باز هست که جا برای انعکاس هر نظر و انديشه ای فراهم است. در آنصورت از جنابعالی خواهم پرسيد: آيا بايد بپذيرم گربه محض رضای خدا موش می گيرد؟

لطفاً نيم نگاهی نيز به نمونه دومی که شاهکار يکی ديگر از «روزی خواران» پارلمان هلند در راديو زمانه است (فردی به نام محمود فرجامی) با درصد عنايتی به مفهوم «غرور ملی» بياندازيد.

مستدعی است به زير نويس عکس نيز توجه داشته باشيد که تحشيه ای است بر صحنه ای از کشتی ميان ايران و آمريکا آن هم در موقعيتی که ايران تن به مذاکره نابرابر با آمريکائيان را نمی داد.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

حالا چرا ناراحت می شی؟ خيله خوب بابا ... مذاکره می کنيم!

يکشنبه 1بهمن 85 ـ سايت دبش

http://farjami.debsh.com/archives/boradeha/2007_01.html#002735

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

جناب آقای نبوی

يعنی می فرمائيد باور کنم پارلمان هلند و سرکار خانم فرح کريمی (عضو سابق سازمان تروريستی مجاهدين خلق) از سر سيری يا بيکاری و صرفاً نوعدوستی اقدام به تخصيص بودجه برای جمعی از ايرانيان روزنامه نگار در خارج از کشور کرده و دايره اين فضای نوع دوستی نيز صرفاً تا آنجائی باز است که دوستان تنها به سازی بخرامند که خمّار بخواهد! در غير اين صورت «حسين درخشانی» که تا پيش از اين دُردانه همه دوستان در «روز نت» بود تا جائی که با مساعدت سردبير «روز نت» ميهمان برنامه «نيم رخ» در راديو بی بی سی بمنظور شستن و آويختن صدر و ذيل جمهوری اسلامی ايران، می شد. ناگهان همين «حسين درخشان» وقتی بنا به هر دليلی مواضعی متفاوت و نزديک به منافع ملی ايران می گيرد به طرفة العينی کافر ذمی شده و مقالاتش (چرا با براندازی حتی نرم هم مخالفم و گذار ... به چاه بوش) اجازه انتشار در «روز نت» را نمی يابد و بدتر از آن وقتی اقدام به افشاگری عليه محل هزينه بودجه پارلمان هلند در «فريدام هاوس» و «سايت گذار» و «راديو زمانه» می کند، همه درب ها بر روی «وی» بسته شده تا جائی که برای يک وعده غذا و يک شب سرپناه بايد در کوچه پس کوچه های لندن تکدی گری کند!

وبلاگ شيما لاچينی 26 دسامبر 2006:

http://shima.blogspot.com/2006_12_01_shima_archive.html#116709925999886876

جناب آقای نبوی

عاجزانه از جنابعالی پاسخ صادقانه می طلبم.

اجازه بدهيد يک بار ديگر با يکديگر علت مذموميت کودتای 28 مرداد را مرور کنيم.

آيا غير از اين است که پديده شعبان جعفری در ادبيات تاريخ سياسی معاصر ايران به آن دليل خائن و منفور تلقی شده و می شود که «روزی» خود را از «کيسه اجنبی» بمنظور ساقط کردن حکومت داخلی تامين کرد؟

جناب آقای نبوی

خدا را شاهد می گيرم ارزنی قصد توهين به جنابعالی را نداشته و از صميم قلب مطمئنم سيد ابراهيم نبوی خائن نيست.

اما همه مشکل اينجاست که کسر بزرگی از فعالين سياسی در داخل و خارج از کشور با حُسن نيت کامل با اين تحليل که «می توان از ابزار خارجی جهت فشار بر داخل و بهبود وضعيت کشور بهره بُرد» اقدام به همکاری با آمريکا و اروپا کرده و می کنند و متاسفانه و ناخواسته در پايان خود مُبدل به ابزار آنها شده و می شوند.

جناب آقای نبوی

شرمنده ام که مجدداً اطاله کلام شد. اما اين پُر حرفی را به حساب پُر دردی بگذاريد. به هر حال اميدوارم جنابعالی با پاسخ مکفی اينجانب را رفع ابهام فرموده تا انشاالله در نامه بعدی پرسش های بعدی را خدمت تان مطرح نمايم.

با احترام ـ داريوش سجادی

1 اسفند85



درج يادداشت و نظرات

نام:
  ايميل:
توضيحات: